جاكومو دانجلواز جغرافياي بطليموس است كه در كتابخانهٴ شهر نانسي نگهداري ميشود.
كلاووس پس از بازگشت به شمال، اطلاعاتي براي يك نقشهٴ بهتر گردآورد، براي ((دومين)) نقشه، كه بر نقشههاي چاپي قديم تأثير گذاشت. نقشههاي كلاووس بهخطوط مدارات و نصفالنهارات مزيّن است و اهميت زيادي دارد، زيرا نخستين ادامهٴ علمي
جغرافياي بطليموس بهشمار ميرود.
آنها حاوي نخستين نمايش گروئنلند و ترسيم بسيار خوبي از جزاير دانماركي (از جمله فونن، زيلاند) است، خيلي برتر از آنچه در نقشههاي مدتها بعد از آن (اواخر سدهٴ هفدهم) ميتوان يافت.
بار ديگر، از حيطهٴ زماني خارج شدهايم، ولي اين بهحق است، زيرا كار كلاووس (ازجمله در مورد گروئنلند) بيشتر حاصل كشفيات سدهٴ چهاردهم و پيش از آن بود.
8. روسيه و بيزانس. آثار جغرافيايي اين عصر، تقريباً منحصر است به گزارشهاي زايران.
دانشگاه گنت يك نسخهٴ خطي اسلاوي در اختيار دارد كه شخص ناشناسي در سال 1360 در ويدين (بردانوب) براي آنا، همسر ايوان سراسيمير، يكي از دوتن آخرين تزارهاي بلغار، نوشته است. اين متن بسيار مفصلي است (حدود 4266 سطر) در شرح احوال قديسهها كه با توصيف مختصري از اماكن مقدس پايان مييابد. اين توصيف بسيار شبيه گزارش دانيل كيِفي (دوازدهم ـ 1) و استپان نووگورودي (چهاردهم ـ 1) است.
سه گزارش ديگر كه در فصل بيست و سوم مورد بررسي قرار گرفتهاند، همه به زبان روسي هستند و توسط ايگنات اسمولنسكي، الكساندر زاير وگرِتِنيوس نوشته شدهاند. نوشته شدن آنها به زبان روسي تأييدي است بر آنچه، در بالا، درمورد سفرنامههاي زيارتي آلماني گفته شد.
ايگنات وگرتنيوس مسير خود را از مسكو تا بيتالمقدس و ديگر مكانهاي مقدس توصيف ميكنند. ولي الكساندر از قسطنطنيه فراتر نرفته است.
اما موضوع گرتنيوس بهويژه جالب است. نامش يوناني است و احتمالاً كشيشي بيزانسي بوده. بسياري از كشيشان براي آموزش و اجراي
مراسم ديني به روسيه ميرفتند، همچنانكه در ابتدا كشيشان ايتاليايي روانهٴ انگلستان ميشدند. عجيب است كه در اين دوره، هيچ سفرنامهٴ زيارتي به زبان يوناني نداريم، شايد غير از يك متن مختصر مجهولالموٴلف و بدون تاريخ كه ممكن است پيش از سال 1400 تأليف شده باشد.
براي نتيجهگيري از بررسي جغرافياي بيزانس بايد ذكري كرد از كشف جزيرهٴ سائوميگل در مجمعالجزاير آزور، بهوسيلهٴ يك ((يوناني)) ناشناس، كه گفته ميشود توفان او را بدانجا رانده بود. ماجرا ناممكن نيست، ولي چندان هم پذيرفتني بهنظر نميرسد، چون تاكنون، چيزي دربارهٴ مسافرتهاي دريانوردان يوناني يا بيزانسي به اقيانوس اطلس نشنيدهايم. بهعلاوه، اين داستانها را مدتها بعد، آنتونيو كوردِيرو (1641 ـ 1722) گفته است. ما همچنانكه در فصل اول توضيح